از کجا معلوم اگر من معلول نبودم . . . و یه معلول را می دیدم مسخرش نمی کردم ؟ از کجا معلوم اگر من معلول نبودم . . . و یه معلول را می دیدم خدا را شکر... ادامه...
سفرهای پپر پلو . . . تلگرافی
دوشنبه، 31 فروردینماه 1388
پپر سفر می کنه به همدان . . . منطقه ای کوهستانی . . . یکی از شهر های همدان مهمانسرا اون شهر . . . زیر زیر زیر صفر آدم های اون شهر کوهستانی . . . بسیار... ادامه...
فروم اسپشیال
سه شنبه، 25 فروردینماه 1388
داستان او معبودش را دید در فرم اسپشیال (2) از اونجایی که من به ویولت حسودی می کنم و هر کاری اون بکنه منم باید بکنم :teeth و دوباره از اونجایی که ویولت چیز کرده از این رو منم... ادامه...
میشی که لباس گرگ ها را پوشید
پنجشنبه، 20 فروردینماه 1388
یکی بود یکی نبود . . . اونم بود ولی هر کسی از نگاه خودش اون را می دید و تعریفش می کرد بگذریم . . . و اما قصه ما یه میش پشت بوته ها با ترس ،... ادامه...
طبل بی عاری
یکشنبه، 16 فروردینماه 1388
من داشتم بر طبل بی عاری میزدم یاد . . . در حالی که طبل معلولیت را در دست داشت آمد گله کنان به من گفت : چرا بر این طبل نمیزنی من گفتم : دوست ندارم بر این... ادامه...
من اومدم
شنبه، 15 فروردینماه 1388
من آمدام که فریاد کنم . . . من اومدام وای وای من اومدام درود . . . خوبین ؟ خدا را سپاس که خوبین... ادامه...