بایگانی برای‘من و معلولیت’ دسته

از من معلول کرایه ات را بگیر

جمعه, دسامبر 30th, 2011

(1)

تاکسی ، خودرو ، اتومبیل ، چهار چرخ ، یارو ، هوی … از من معلول کرایه ات را بگیر

نمی دونم برای شما که معلولی پیش آمده چون پیش آمده پیش میاد یا نه
اما برای من معلول … پیش میاد که زمانی منتظر تاکسی هستم
کسی که مسافر کش نیست … من راسوار می کنه تا به مقصد برسونه
و زمان رسیدن به مقصد
من از همه جا بی خبر وقتی میخوام کرایه اش را بدم … یارو میگه : من مسافر کش نیستم

و وقتی یارو با این پرسش من مواجه میشه که پس چرا من را سوار کردی
میگه : شما صلوات بفرست برای امواتم

آخه یکی نیست بهش بگه : تو روح امــــــــــواتــــــــــ ت … صلوات
اومدیم من اقلیت دینی بودم اونوخت چی چی بفرستم برای امواتت

(2)

حالا من نمی دونم برای این من را سوار می کنن که

1 – دلشون میسوزه و از روی ترحمه ؟

2 – فکر می کنن من فلان شده چون معلول هستم بهترین بنده خدا هستم

3 – برای صواب ، ثواب … کردنه

4 – هیچ نیتی ندارن بنده خداها و من بدبین هستم

(3)

منم که احساس خوبی نسبت به این قضیه ندارم
به یارو میگم : کرایه تون را میندازم صندوق صدقه

یا چون شایدم من زیادی خوشگلم برای اینه که سوارم می کنن
شانس که نداریم یک خانم ما را سوار کنه مجانی
هر چی مجانی سوار شدیم همه سبیل کلفت و گردن کلفت

خراب بشه ایران

سه شنبه, دسامبر 13th, 2011

میگه : این بی انصافیه و همکارم نباید اینقدر زیادتر از تو پول می گرفت
و ادامه میده میگه : اونم از تو که معلولی آخه از تو معلول خوردن داره

این را که میگه … دیگه آتیش می گیرم

بهش میگم : آخه مرتیکه بیشعور … مرده شور اون ایرانی و مسلمان بودنت را ببرن
سالم یا معلول چه فرقی می کنه … آشغال … خوردن پول حروم ، حرومه

ای (به علت بی ادبی سانسور شد) به اون طرز فکرت

اگر می نوشتم

دوشنبه, دسامبر 12th, 2011

اگر گشاد نبود … یک فیلمنامه می نوشتم
درباره یک معلول ویلچری …که طی اتفاقاتی شاهد یک قتل میشود

قاتل  که فهمیده معلول ویلچری اون را دیده
برای اینکه لو نره … می افته دنبال معلول ویلچری تا اون را بکشه

و در ادامه داستان
داستان
پر  میشه  از جنب جوش های … جکی چانی
و خوش شانسی های … لاکی لوکی